عقاعد الشیعه فی کتب اهل السنة (قسمت چهاردهم)
لــواط در اهــل سنــت
ابو حنیفه لــواط را جائــز می دانــد و مستحق حـد نمیداند ؛
« اگر مردی با پسری لــواط کند و او را ناقص نمــود ، حدی بر او نیست بلکــه تعزیــر میشود »3 .
« مالک لــواط با فــرزند و بــرده را جائــز میدانـد »4 .
و این حرف ها در کتب و عقیــدة اهل سنت هست ولی ؛
قال رسول الله (صلی الله علیه و اله) ؛
« من عمل ، عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل و المفعول »5 .
ایـن است جدائــی از اهل بیت (علیه السلام) .
1ـ سنن ابی داود ص 103
2ـ تفسیر کبیر فخر رازی ج 10 ص 50 متن « استمتعوا من هذا النساء» و ج 3 ص 200 و 202
مسند احمد بن حبل ج 3 ص 356 و 363
تفسیر ابو حیّان ج 3 ص 218
المبسوط ، سرخسی حنفی کتاب الحج
زادالمعاد،ابن قیّم ج 1 ص 444
کنز العمال ج 8 ص 293
تفسیر قربطی ج 2 ص 370
احکام القرآن ، جصاص ج 1 ص 342
البیان التبیین ، جامظ ج 2 ص 232
مسند ابی داود طیالسی ص 247
3ـ الفقه علی المذاهب الاربهة ج 5 ص 121
4ـ همان ج 5 ص 140
5ـ مستدرک ج4 ص 355 ...... کنز العمال ج 5 ص 340 حدیث 3129
تـبـــرّک
تبرک به قبر و خاک و منبر و محراب پیامبر و صالحان را بعض از اهل سنت شرک می دانند و حــرام و این در حالی است که در
مکتب اهل سنت و روایات آنها روایات عجیبی است ؛
عایشه نقل می کنـد که : صحابه دائمــا فرزنــدان خــود را نــزد رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) می آوردنــد تـا آنهــا را تخنیک
کــرده و مبـــارک گرداند1 .
امّ قیس فرزند شیر خوار خود را در دامن رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) انــداخت ....2 .
ابن حجــر در شرح این حدیث میگوید : از این حدیث استفاده میشود که تخنیک طفل و تبرک به اهل فضل مستحب است3 .
انس میگوید : رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) را دیدم که حلّاق سر مبارکش را میتراشید و اصحاب دور وجودش طواف میکردند
تا اگر دانه موئی از سر حضرت (صلی الله علیه و اله) جدا شود بردستان آنها قرار گیرد4 .
ابی جحیفه میگوید : خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و اله) رسیدم در حالی که وضو می گرفت و مردم برهم سبقت میگرفتند تا از
آب وضــو پیامبر (صلی الله علیه و اله) بهـره ببرند و هر کس از آن آب برمی داشت به قصد تبرک به بدن خــود می مالید و کسی هم
که دسترسی به آن را پیدا نمی کرد از رطوبت دیگری استفاده می کرد5 .
عروه از مسرود و از دیگــران نقــل میکند ؛
هنگــام وضــوء رسـول خـدا (صلی الله علیه و اله) نزدیــک بـود مــردم به دلیـل هجــوم آوردن بــرای تبـرک از آب وضــوء
پیامبـر (صلی الله علیه و اله) خودشــان را هـلاک کنند6 .
سعد میگوید : از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شنیدم که میگفت : رسول خـدا (صلی الله علیه و اله) که کنــار چاه بضاعة آمد
و با دلــوی آب کشید و بـا آن وضــو گرفت و بقیه آب را درون چـاه ریخت بعد از آن هر کـس مریـض می شد از این چــاه آب
1ـ مسند احمد بن حنبل ج 7 ص 303 حدیث 25243
2ـ صحیح بخاری ج 1 ص 62 کتاب الغسل
3ـ فتح الباری ج 1 ص 326 کتاب الوضو
4ـ صحیح مسلم با شرح نووی ج 15 ص ص 83 و مسند احمد ج 3 ص 591
5ـ صحیح بخاری ج1 ص 55 کتاب الوضو باب استعمال فضل وضوء الناس
6ـ صحیح بخاری ج1 ص 55 کتاب الوضو باب استعمال فضل وضوء الناس
می کشیدند و او را می شستند و فــوراً شفـا می یافت1 .
ابو ایوب انصاری میگوید : بعد از انکه رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به خانه ما آمد من برای حضرتش غـذا آوردم هنگامی که
ظـرف غــذا را بر می گرداندم من و همسرم از محل دستهای حضرت در غذا به نیّت تبرک بر می داشته و استفاده می کردیم2 .
مسلـم به سند خــود از انس نقـل کـرده که گفت ؛
« ان النبی (صلی الله علیه و اله) اتی منی فاتی الجمرة ثم اتی منزله بمنی و نحر و قال للحلّاق ، خذ و اشار الی جانبه الایمن ثم الایسر
ثم جعل یعطیه الناس »3 .
بعضِ از اهل سنت و وهابی ها در مدینه منوره کنار قبرستان بقیع بعد از اینکه بعض از این مطالب را گفتم به من گفتند این مسائل
در زمــان حیات رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) بــوده و این اشکـال ندارد و آنچه شرک و حــرام است مربــوط به بعد از حیات
و در زمان مــوت آنها است ؟!؟
امّا جــواب ما ؛
اولــاً : شرک و حرام ربطی به حیـات یا ممات ندارد اگر شرک است چه در زمـان حیات و چـه در زمـان ممات حـرام است و این
تبعیض بلا دلیل است .
ثانیــاً : ما روایاتی داریم که تبرک در زمان ممات را هم ثابت میکند که ذکر خواهد شد .
ثالثــاً : به نص صریح قرآن شهداء و اولیاء خدا هرگز نمی میرند .
روایت مربوط به تبرک در زمان ممات پیامبر (صلی الله علیه و اله)
« آنچه از زره و عصا و مو و کفش و ....... رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) بعد از وفــات پیامبر (صلی الله علیه و اله) صحــابـه به آن
تبرک میجستند » .
نقل است که معاویه هنگام وفات وصیت کرد که با پیراهن و شلوار و قبا و مقداری از موی پیامبر (صلی الله علیه و اله) دفــن شـود5 .
1ـ طبقات الکبری ج 1 ص 2 حدیث 184
2ـ البدائة و النهایة ج 3 ص 201 ، سیره ابن هشام ج 2 ص 144
3ـ صحیح مسلم ج 4 ص 82
4ـ صحیح بخاری ج4 ص 46 باب ما ذکره من درع التبی (ص) و عصاه و سیفه
5ـ السیرة الحلبیة ج 3ص 109 .... الاصابة ج 3 ص 400 ..... تاریخ دمشق ج 59 ص 229
عمر بن عبـدالعزیز هنگام وفاتش دستور داد مقداری از مـو و ناخـن پیامبر (صلی الله علیه و اله) را آوردند و در کفن خـود قرار داد1 .
ابن سعد میگویـد : در حنوط انس بن مالک کیسه ای از مشک و مـوی از مـو های رسول خدا (صلی الله علیه و اله) را قرار دادند2 .
ابن سیریــن میگویــد به عبـیده گفتــم : نــزد ما مقــداری از مــوی پیامبــر (صلی الله علیه و اله) از طــرف انس یا اهـــل او
باقـی مانـده که برای من محبوب تر است از دنیا و آخرت3 .
صفیه می گوید : هر گاه عمــر بر ما وارد می شد دستــور می داد تا کاسه ای که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) از آن آب می نوشید
را بـه او بدهیم و او کاسه را از آب زمزم پر می کرد و می نوشید و به قصد تبرک به صورتش می پاشید4 .
ابن سیرین میگوید : نــزد انس ابن مالــک عصائــی از رسـول خــدا (صلی الله علیه و اله) بود که بعـد از وفاتش آن را با او بین پهلو
و پیراهنش دفــن نمودند5 .
ابراهیم ابن عبدالرحمن بن عبد القاری گفت : ابن عمــر را دیدم که دستش را به جایگــاه رسـول خـدا (صلی الله علیه و اله) در منبـر
می کشید و به صــورت خــود می مالیــد .....6 .
ام سلمه دهانه مشکی که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) از آن آب می نوشیــد را بریــد و برای تبـرّک نــزد خود نگــه داشت7 .
یزید ابن عبدالله بن قسیط میگوید : جماعتی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله) را دیدم که وقتی مسجد از جمعیت خالــی
میشد دست بر دستگیر منبر رسول خدا (صلی الله علیه و اله) گذارده و آنگاه دعا می نمودند8 .
اشـخـــاص
تبــرک در قــرآن ؛
1ـ طبقات ابن سعد ترجمه عمر بن عبد العزیز ج 5 ص 406
2ـ طبقات ابن سعد ترجمه انس ج 7 ص 25
3ـ صحیح بخاری ج 1 ص 51 کتاب الوضو باب الماء الذی یغسل شعر الانسان
4ـ الاصابة ترجمه فراس ج 3 ص 202 ........ اسد الغابة ج 4 ص 352
5ـ البدایة و النهایة ج 6 ص 6
6ـ طبقات ابن سعد ج 1 ص 254 ذکر منبر رسول خدا (ص)
7ـ مسند احمد ج 7 ص 520 حدیث 26574 ....... طبقات ابن سعد ج 8 ص 313
8ـ طبقات ابن سعد ج 1 ص 254 باب ذکر منبر الرسول (ص)
« اهبط سلام منا و برکات علیکم و علی امم ممن معک »1 .
« و جعلنی مبارک اینما کنت و اومانی بالصلوة و الزکوة مادمت حیا »2 .
نـکتــــه :مبارک بودن را می فرماید اینما کنت اما صلوة و زکوة را می فــرماید مادمت حیّا پس معلوم می شود برکت بـودن
مخصوص حیات رسول نیست .
« و بارکنا علیه و علی اسحاق »3 .
« رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت »4 .
مـکــــان ؛
« ان اول بیت وضع الناس للذی ببکة مبارکا »5 .
« الی المسجد الاقصی الذی بارنا حوله »6 .
زمــــان ؛
« انا انزلناه فی لیلة مبارکة »7 .
شفــا بوسیلـه پیراهــن پیامبــر (صلی الله علیه و اله)
قــرآن می فـرمایــد ؛
« اذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیرا »8 .
1ـ سورة هود آیة 48
2ـ سورة مریم آیة 31
3ـ سورة صافات آیة 113
4ـ سوره هود آیه 73
5ـ سورة آل عمران آیة 96
6ـ سورة اسراء آیة 1
7ـ سورة دخان آیة 3
8ـ سورة یوسف آیة 93
از این آیه صریحتر دیگر چه میخواهند !
این چـه عقیـده ای است کــه مخالفت صریــح قرآن است ؟
اگــر این توجیه منطقی و عقلــی باشد پس تمام احکــام را می توان نقص کـرد با این توجیه و بگوئیم صوم و صلوة مربوط به
زمـان حــیات است !
عــزاداری رســول خــدا (صلی الله علیه و اله)
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و شهدای احــد خصوصا حمــزه سید الشهداء ؛
الف . « فسمع بکاء النوائح علی قتلاهم فذرفت عینا رسول الله (صلی الله علیه و اله) ثم قال : لکن حمزه لا بواکی له »1 .
ب . ابن مسعود میگوید ؛
« ماراینا رسول الله (صلی الله علیه و اله) باکیا اشد من بکائه علی حمزه »2 .
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و شهادت جعفــر بن ابـی طالـب ؛
واقــدی می گویــد ؛
« رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به دخترش فاطمه (سلام الله علیها) فرمود غذایی تهیه کن و از خانوادة جعفر سه روز پذیرایی کن بعد از
آن سوز و داغ شهادت جعفر و زیــد بن حارثه در دل پیامبر (صلی الله علیه و اله) بود و هر گاه وارد خانه می شد برآنها گریه می کرد »3 .
رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) و وفــات سعد بن خوله ؛
عامــر بن سعد از پدرش نقل میکند که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به عیادت من آمد ( متن این حدیث مفصل است) در آخـر
روایت آمده که « قال رثی له رسول الله (صلی الله علیه و اله) من ان توفی بمکه » .
رثــا : یعنـی یـادآوری و گریستن بر در گذشتـه ، چنانچـه جوهــری می گویــد : « الرثــا ، عد محاســن المیّــت مــع البکاء
و علی ظم الشعر فیه »4 .
1ـ مستدرک نیشابوری کتاب الجنائز ج 1 ص 381 ...... تاریخ طبری ج 2 ص 27 .... سیرة الحلبیة ج 2 ص 260 حوادث جنگ احد ، شهادت حضرت حمزه
مسند باشد منتخب کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، احمد بن حنبل ج2 ص 40
2ـ سیرة الحلبیه ج 2 ص 60 حوادث جنگ احد
3ـ مغازی ، واقدی ج 2 ص 766 .... غزوه موته و سیرة ابن هشام ج 4 ص 22
4ـ ارشاد الساری فی شرح صحیح بخاری ........ احمد بن محمد قسطلائی ج 2 ص 406 باب رثی النبی
رسول الله (صلی الله علیه و اله) در عیــادت سعد بن عباده ؛
سعــد رئیس قبیله خـزرج بود و در پیشرفت اسلام پیشرفت همـکاری زیادی داشت . سعـد بیمار شده بود .
رسول الله (صلی الله علیه و اله) همراه عبدالرحمن بن عوف و سعد ابی وقاص و ابن مسعود به عیادت وی تشریف بردند .
سعد در حــالی بی هوش بــود ، رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) فرمودنــد : سعــد تمــام کـرده است . پس گریـه کـرد آنگـاه
همراهـان حضرت هم گریــه کردند .
پس حضرت فرمودند : « الا تمعون ان الله یعذب بدمع العین و لایحزن القلب و لکن یعذب بهذا( و اشار الی لسانه) او یرحم » .
گویــا کسانی حضرت را بخاطر گریه سر زنش می کردند1 .
رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) در کنــار قبـر دختـرشــان ؛
« عن انس بن مالـک قــال : شهدنا بنتاً لرسول الله (صلی الله علیه و اله) جالساً علی القبر قــال : فرایتُ عینیه تدمعان ..... »2 .
رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و فرزنــدش ابراهیــم ؛
انس ابن مالــک می گوید ؛
دخلنــا مــع رسول الله (صلی الله علیه و اله) علی ابی سیف القین و کان فلئراً ( همسرش ابراهیم را شیر مـی داد ) لإبراهیــم فاخـذ
رسول الله (صلی الله علیه و اله) ابراهیم فقبله و شهــد ثم دخلنا علیه بعد ذلـک و ابراهیـم یجود بنفسه (جان میداد) فجعلــت عینـا
رسول الله (صلی الله علیه و اله) کذرفان فقــال له عبد الرحمن بن خوف عند ذلک و انت یا رسول الله ؟ فقـال : یا بن عوف انما رحمة
ثـم اتبـعـهــا باخــری فقــال (صلی الله علیه و اله) ان العیـن ندمــع و القلــب یحــزن و لـانقــول الّـا مـا یرضــی ربنــا و انــا
بفراقــک یا ابراهیــم لمحزونون »3 .
رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و عثمـان بن مظغــون ؛
« ان رسول الله (صلی الله علیه و اله) قبّــل عثمان بن مظغــون و هو میتٌ هو یبکی او قال : عیناه تهرقان » .
جامع الاصول ، محمد بن اثیر جزری ج 11 ص 95 رقم 8566 فی الجنائز باب تقبیل المیت و قال تمزی حدیث عائشه حدیث
حسن صحیح و فی الباب عن ابن عباس و جابر و عایشه : ان ابابکر قبّل النبی (صلی الله علیه و اله) و هو میّت .
1ـ صحیح بخاری ج 3 ص 140 باب بکاء عند المریض و صحیح مسلم باب البکاء علی المیت
2ـ صحیح بخاری ج 1 کتاب الجنائز باب 817 حدیث 1201
3ـ صحیح بخاری ج 1 باب 828 ص 158 .... فتح الباری ج 3 ص 135 ..... صحیح مسلم کتاب فضائل باب رحمة بالصبیان
رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و مـادرش آمنــه :
ابوهریره میگوید : « زار النبی قبر امه فبکی و بکی من حوله »1 .
رسـول خــدا (صلی الله علیه و اله) و تایید عــزاداری ؛
ابـوهریــره می گویــد : مـات میّت فـی آل رســول الله فاجتمـع النساء یبکین علیـه فقــال عمــر ینما هنّ و یطردهنّ فقــال
رسول الله (صلی الله علیه و اله) دعهنّ یا عمر فان العین دامعة و القلب مصاب و العهد جدید »2 .