لــواط در اهــل سنــت

ابو حنیفه لــواط را جائــز می­ دانــد و مستحق حـد نمی­داند ؛

« اگر مردی با پسری لــواط کند و او را ناقص نمــود ، حدی بر او نیست بلکــه تعزیــر می­شود »3 .

« مالک لــواط با فــرزند و بــرده را جائــز می­دانـد »4 .

و این حرف­ ها در کتب و عقیــدة اهل سنت هست ولی ؛

قال رسول الله (صلی الله علیه و اله) ؛

« من عمل ، عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل و المفعول »5 .

ایـن است جدائــی از اهل بیت (علیه السلام) .

 
   

 

 

سنن ابی داود ص 103

تفسیر کبیر فخر رازی ج 10 ص 50 متن « استمتعوا من هذا النساء» و ج 3 ص 200 و 202

مسند احمد بن حبل ج 3 ص 356 و 363

تفسیر ابو حیّان ج 3 ص 218

المبسوط ، سرخسی حنفی کتاب الحج

زادالمعاد،ابن قیّم ج 1 ص 444

کنز العمال ج 8 ص 293

تفسیر قربطی ج 2 ص 370

احکام القرآن ، جصاص ج 1 ص 342

البیان التبیین ، جامظ ج 2 ص 232

مسند ابی داود طیالسی ص 247

الفقه علی المذاهب الاربهة ج 5 ص 121

همان ج 5 ص 140

مستدرک ج4 ص 355 ...... کنز العمال ج 5 ص 340 حدیث 3129

تـبـــرّک

تبرک به قبر و خاک و منبر و محراب پیامبر و صالحان را بعض از اهل سنت شرک می ­دانند و حــرام و این در حالی است که در

مکتب اهل سنت و روایات آنها روایات عجیبی است ؛

عایشه نقل می­ کنـد که : صحابه دائمــا فرزنــدان خــود را نــزد رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) می­ آوردنــد تـا آنهــا را تخنیک

 کــرده و مبـــارک گرداند1 .

امّ قیس فرزند شیر خوار خود را در دامن رسول خــدا (صلی الله علیه و اله)  انــداخت ....2 .

ابن حجــر در شرح این حدیث می­گوید : از این حدیث استفاده می­شود که تخنیک طفل و تبرک به اهل فضل مستحب است3 .

انس می­گوید : رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) را دیدم که حلّاق سر مبارکش را می­تراشید و اصحاب دور وجودش طواف می­کردند

تا اگر دانه موئی از سر حضرت (صلی الله علیه و اله) جدا شود بردستان آنها قرار گیرد4 .

ابی جحیفه می­گوید : خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و اله) رسیدم در حالی که وضو می ­گرفت و مردم برهم سبقت می­گرفتند تا از

آب وضــو پیامبر (صلی الله علیه و اله) بهـره ببرند و هر کس از آن آب برمی­ داشت به قصد تبرک به بدن خــود می ­مالید و کسی هم

که دسترسی به آن را پیدا نمی ­کرد از رطوبت دیگری استفاده می ­کرد5 .

عروه از مسرود و از دیگــران نقــل می­کند ؛

هنگــام وضــوء رسـول خـدا (صلی الله علیه و اله)  نزدیــک بـود مــردم به دلیـل هجــوم آوردن بــرای تبـرک از آب وضــوء

پیامبـر (صلی الله علیه و اله) خودشــان را هـلاک کنند6 .

سعد می­گوید : از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شنیدم که می­گفت : رسول خـدا (صلی الله علیه و اله) که کنــار چاه بضاعة آمد

و با دلــوی آب کشید و بـا آن وضــو گرفت و بقیه آب را درون چـاه ریخت بعد از آن هر کـس مریـض می ­شد از این چــاه آب

 
   

 

 

مسند احمد بن حنبل ج 7 ص 303 حدیث 25243

صحیح بخاری ج 1 ص 62 کتاب الغسل

فتح الباری ج 1 ص 326 کتاب الوضو

صحیح مسلم با شرح نووی ج 15 ص ص 83 و مسند احمد ج 3 ص 591

صحیح بخاری ج1 ص 55 کتاب الوضو باب استعمال فضل وضوء الناس

صحیح بخاری ج1 ص 55 کتاب الوضو باب استعمال فضل وضوء الناس

می­ کشیدند و او را می­ شستند و فــوراً شفـا می ­یافت1 .

ابو ایوب انصاری می­گوید : بعد از انکه رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به خانه ما آمد من برای حضرتش غـذا آوردم هنگامی که

ظـرف غــذا را بر می ­گرداندم من و همسرم از محل دستهای حضرت در غذا به نیّت تبرک بر می­ داشته و استفاده می­ کردیم2 .

مسلـم به سند خــود از انس نقـل کـرده که گفت ؛

« ان النبی (صلی الله علیه و اله) اتی منی فاتی الجمرة ثم اتی منزله بمنی و نحر و قال للحلّاق ، خذ و اشار الی جانبه الایمن ثم الایسر

ثم جعل یعطیه الناس »3 .

بعضِ از اهل سنت و وهابی ­ها در مدینه منوره کنار قبرستان بقیع بعد از اینکه بعض از این مطالب را گفتم به من گفتند این مسائل

در زمــان حیات رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) بــوده و این اشکـال ندارد و آنچه شرک و حــرام است مربــوط به بعد از حیات

و در زمان مــوت آنها است ؟!؟

امّا جــواب ما ؛

اولــاً : شرک و حرام ربطی به حیـات یا ممات ندارد اگر شرک است چه در زمـان حیات و چـه در زمـان ممات حـرام است و این

تبعیض بلا دلیل است .

ثانیــاً : ما روایاتی داریم که تبرک در زمان ممات را هم ثابت می­کند که ذکر خواهد شد .

ثالثــاً : به نص صریح قرآن شهداء و اولیاء خدا هرگز نمی ­میرند .

روایت مربوط به تبرک در زمان ممات پیامبر (صلی الله علیه و اله)

« آنچه از زره و عصا و مو و کفش و ....... رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) بعد از وفــات پیامبر (صلی الله علیه و اله) صحــابـه به آن

تبرک می­جستند » .

نقل است که معاویه هنگام وفات وصیت کرد که با پیراهن و شلوار و قبا و مقداری از موی پیامبر (صلی الله علیه و اله) دفــن شـود5 .

 
   

 

 

طبقات الکبری ج 1 ص 2 حدیث 184

البدائة و النهایة ج 3 ص 201 ، سیره ابن هشام ج 2 ص 144

صحیح مسلم ج 4 ص 82

صحیح بخاری ج4 ص 46 باب ما ذکره من درع التبی (ص) و عصاه و سیفه

السیرة الحلبیة ج 3ص 109 .... الاصابة ج 3 ص 400 ..... تاریخ دمشق ج 59 ص 229

عمر بن عبـدالعزیز هنگام وفاتش دستور داد مقداری از مـو و ناخـن پیامبر (صلی الله علیه و اله) را آوردند و در کفن خـود قرار داد1 .

ابن سعد می­گویـد : در حنوط انس بن مالک کیسه­ ای از مشک و مـوی از مـو های رسول خدا (صلی الله علیه و اله) را قرار دادند2 .

ابن سیریــن می­گویــد به عبـیده گفتــم : نــزد ما مقــداری از مــوی پیامبــر (صلی الله علیه و اله) از طــرف انس یا اهـــل او

باقـی مانـده که برای من محبوب تر است از دنیا و آخرت3 .

صفیه می ­گوید : هر گاه عمــر بر ما وارد می ­شد دستــور می ­داد تا کاسه­ ای که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) از آن آب می ­نوشید

را بـه او بدهیم و او کاسه را از آب زمزم پر می­ کرد و می ­نوشید و به قصد تبرک به صورتش می­ پاشید4 .

ابن سیرین می­گوید : نــزد انس ابن مالــک عصائــی از رسـول خــدا (صلی الله علیه و اله) بود که بعـد از وفاتش آن را با او بین پهلو

 و پیراهنش دفــن نمودند5 .

ابراهیم ابن عبدالرحمن بن عبد القاری گفت : ابن عمــر را دیدم که دستش را به جایگــاه رسـول خـدا (صلی الله علیه و اله) در منبـر

می ­کشید و به صــورت خــود می ­مالیــد .....6 .

ام سلمه دهانه مشکی که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) از آن آب می­ نوشیــد را بریــد و برای تبـرّک نــزد خود نگــه داشت7 .

یزید ابن عبدالله بن قسیط می­گوید : جماعتی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و اله) را دیدم که وقتی مسجد از جمعیت خالــی

می­شد دست بر دستگیر منبر رسول خدا (صلی الله علیه و اله) گذارده و آنگاه دعا می­ نمودند8 .

اشـخـــاص

تبــرک در قــرآن ؛

 
   

 

 

طبقات ابن سعد ترجمه عمر بن عبد العزیز ج 5 ص 406

طبقات ابن سعد ترجمه انس ج 7 ص 25

صحیح بخاری ج 1 ص 51 کتاب الوضو باب الماء الذی یغسل شعر الانسان

الاصابة ترجمه فراس ج 3 ص 202 ........ اسد الغابة ج 4 ص 352

البدایة و النهایة ج 6 ص 6

طبقات ابن سعد ج 1 ص 254 ذکر منبر رسول خدا (ص)

مسند احمد ج 7 ص 520 حدیث 26574 ....... طبقات ابن سعد ج 8 ص 313

طبقات ابن سعد ج 1 ص 254 باب ذکر منبر الرسول (ص)

« اهبط سلام منا و برکات علیکم و علی امم ممن معک »1 .         

« و جعلنی مبارک اینما کنت و اومانی بالصلوة و الزکوة مادمت حیا »2 .

نـکتــــه :مبارک بودن را می­ فرماید اینما کنت اما صلوة و زکوة را می­ فــرماید مادمت حیّا پس معلوم می­ شود برکت بـودن

مخصوص حیات رسول نیست .

« و بارکنا علیه و علی اسحاق »3 .   

« رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت »4 .   

مـکــــان ؛

« ان اول بیت وضع الناس للذی ببکة مبارکا »5 .    

« الی المسجد الاقصی الذی بارنا حوله »6 .

زمــــان ؛

« انا انزلناه فی لیلة مبارکة »7 .                      

شفــا بوسیلـه پیراهــن پیامبــر (صلی الله علیه و اله)

قــرآن می­ فـرمایــد ؛

« اذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیرا »8 .   

 
   

 

 

سورة هود آیة 48

سورة مریم آیة 31

سورة صافات آیة 113

سوره هود آیه 73

سورة آل عمران آیة 96

سورة اسراء آیة 1

سورة دخان آیة 3

سورة یوسف آیة 93

از این آیه صریحتر دیگر چه می­خواهند !

این چـه عقیـده ­ای است کــه مخالفت صریــح قرآن است ؟

اگــر این توجیه منطقی و عقلــی باشد پس تمام احکــام را می­ توان نقص کـرد با این توجیه و بگوئیم صوم و صلوة مربوط به

زمـان حــیات است !

عــزاداری رســول خــدا (صلی الله علیه و اله)

رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و شهدای احــد خصوصا حمــزه سید الشهداء ؛

الف . « فسمع بکاء النوائح علی قتلاهم فذرفت عینا رسول الله (صلی الله علیه و اله) ثم قال : لکن حمزه لا بواکی له »1 .

ب . ابن مسعود می­گوید ؛

« ماراینا رسول الله (صلی الله علیه و اله) باکیا اشد من بکائه علی حمزه »2 .

رسول خدا (صلی الله علیه و اله) و شهادت جعفــر بن ابـی طالـب ؛

واقــدی می ­گویــد ؛

« رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به دخترش فاطمه (سلام الله علیها) فرمود غذایی تهیه کن و از خانوادة جعفر سه روز پذیرایی کن بعد از

آن سوز و داغ شهادت جعفر و زیــد بن حارثه در دل پیامبر (صلی الله علیه و اله) بود و هر گاه وارد خانه می­ شد برآنها گریه می­ کرد »3 .

رسول خــدا (صلی الله علیه و اله) و وفــات سعد بن خوله ؛

عامــر بن سعد از پدرش نقل می­کند که رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به عیادت من آمد ( متن این حدیث مفصل است) در آخـر

روایت آمده که « قال رثی له رسول الله (صلی الله علیه و اله) من ان توفی بمکه » .

رثــا : یعنـی یـادآوری و گریستن بر در گذشتـه ، چنانچـه جوهــری می­ گویــد : « الرثــا ، عد محاســن المیّــت مــع البکاء

و علی ظم الشعر فیه »4 .

 
   

 

 

مستدرک نیشابوری کتاب الجنائز ج 1 ص 381 ...... تاریخ طبری ج 2 ص 27 .... سیرة الحلبیة ج 2 ص 260 حوادث جنگ احد ، شهادت حضرت حمزه

مسند باشد منتخب کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، احمد بن حنبل ج2 ص 40

سیرة الحلبیه ج 2 ص  60 حوادث جنگ احد

مغازی ، واقدی ج 2 ص 766 .... غزوه موته و سیرة ابن هشام  ج 4 ص 22

ارشاد الساری فی شرح صحیح بخاری ........ احمد بن محمد قسطلائی ج 2 ص 406 باب رثی النبی

رسول الله (صلی الله علیه و اله) در عیــادت سعد بن عباده ؛

سعــد رئیس قبیله خـزرج بود و در پیشرفت اسلام پیشرفت همـکاری زیادی داشت . سعـد بیمار شده بود .

رسول الله (صلی الله علیه و اله) همراه عبدالرحمن بن عوف و سعد ابی وقاص و ابن مسعود به عیادت وی تشریف بردند .

سعد در حــالی بی هوش بــود ، رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) فرمودنــد : سعــد تمــام کـرده است . پس گریـه کـرد آنگـاه

همراهـان حضرت هم گریــه کردند .

پس حضرت فرمودند : « الا تمعون ان الله یعذب بدمع العین و لایحزن القلب و لکن یعذب بهذا( و اشار الی لسانه) او یرحم » .

گویــا کسانی حضرت را بخاطر گریه سر زنش می­ کردند1 .

رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) در کنــار قبـر دختـرشــان ؛

« عن انس بن مالـک قــال : شهدنا بنتاً لرسول الله (صلی الله علیه و اله) جالساً علی القبر قــال : فرایتُ عینیه تدمعان ..... »2 .

رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و فرزنــدش ابراهیــم ؛

انس ابن مالــک می­ گوید ؛

دخلنــا مــع رسول الله (صلی الله علیه و اله) علی ابی سیف القین و کان فلئراً ( همسرش ابراهیم را شیر مـی­ داد ) لإبراهیــم فاخـذ

رسول الله (صلی الله علیه و اله) ابراهیم فقبله و شهــد ثم دخلنا علیه بعد ذلـک  و ابراهیـم یجود بنفسه (جان می­داد) فجعلــت عینـا

رسول الله (صلی الله علیه و اله) کذرفان فقــال له عبد الرحمن بن خوف عند ذلک و انت یا رسول الله ؟ فقـال : یا بن عوف انما رحمة

ثـم اتبـعـهــا باخــری فقــال (صلی الله علیه و اله) ان العیـن ندمــع و القلــب یحــزن و لـانقــول الّـا مـا یرضــی ربنــا و انــا

بفراقــک یا ابراهیــم لمحزونون »3 .

رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و عثمـان بن مظغــون ؛

« ان رسول الله (صلی الله علیه و اله) قبّــل عثمان بن مظغــون و هو میتٌ هو یبکی او قال : عیناه تهرقان » .

جامع الاصول ، محمد بن اثیر جزری ج 11 ص 95 رقم 8566 فی الجنائز باب تقبیل المیت و قال تمزی حدیث عائشه حدیث

حسن صحیح و فی الباب عن ابن عباس و جابر و عایشه : ان ابابکر قبّل النبی (صلی الله علیه و اله) و هو میّت .

 
   

 

 

صحیح بخاری ج 3 ص 140 باب بکاء عند المریض و صحیح مسلم باب البکاء علی المیت

صحیح بخاری ج 1 کتاب الجنائز باب 817 حدیث 1201

صحیح بخاری ج 1 باب 828 ص 158 .... فتح الباری ج 3 ص 135 ..... صحیح مسلم کتاب فضائل باب رحمة بالصبیان

رســول خــدا (صلی الله علیه و اله) و مـادرش آمنــه :

ابوهریره می­گوید : « زار النبی قبر امه فبکی و بکی من حوله »1 .

رسـول خــدا (صلی الله علیه و اله) و تایید عــزاداری ؛

ابـوهریــره می ­گویــد : مـات میّت فـی آل رســول الله فاجتمـع النساء یبکین علیـه فقــال عمــر ینما هنّ و یطردهنّ فقــال

رسول الله (صلی الله علیه و اله) دعهنّ یا عمر فان العین دامعة و القلب مصاب و العهد جدید »2 .